بررسی بازی Shadow of the Colossus؛ تصنیفی کهن از دورانی باشکوه – دیجیاتو – اخبار بازی های ویدئویی

کلمه آلمانی «کیچ» یا Kitsch به آثار هنری اطلاق می شود که در مقیاس انبوه تولید شده و تقلید ناموفقی از استانداردهای زیباشناسی فرهنگ نخبه هستند

کلوسی برای همه

نبردهای فراموش نشدنی

همین موضوع باعث شده تا قدر آگرو را بیشتر داشته باشید؛ به خصوص که آگرو در کشتن تعدادی از کلوسی ها نقش اساسی دارد. تنها راه ارتباطی شما نیز دکمه مثلث و صدا زدن اسم وی است؛ و همین برای تثبیت این رابطه در ناخودآگاه و به چالش کشیدن آن کافی است.

در نهایت باید گفت Shadow of the Colossus به تمام دارندگان کنسول پلی استیشن ۴ پیشنهاد می شود؛ چه افرادی که قبلاً بازی را تجربه کرده اند و چه افرادی که هیچ ایده ای راجع به بازی و پیشینه آن نداشتند.

برای سازندگان کاری نداشت تا نقشه عظیم سرزمین ممنوعه را با انسان ها، دشمن ها و ماموریت های مختلف پر کنند. در ظاهر، این امر می توانست جذابیت بازی را افزایش دهد اما سازندگان خلاف آن را ثابت کردند.

شاید این سوال پیش بیاید که آیا از نظر اخلاقی کشتن این کلوسی ها کار درستی است؟ Shadow of the Colossus تمام تصورات شما را از نجات زندگی معشوقه و مبارزه با غول ها، چیزی که در آثار رایج وجود دارد، به چالش می کشد.

استودیو تیم ایکو، طوری چنین داستانی را بازتعریف کرده که تاثیرگذاری آن از هزاران فیلم سینمایی و بازی ویدیویی بیشتر است. زمانی این موضوع را خواهید فهمید که به پایان بندی حماسی و شدیداً احساسی آن برسید.

به لطف استودیو بلوپوینت، گرافیک Shadow of the Colossus به طرز فوق العاده ای پیشرفت کرده و از نظر گرافیک تکنیکی و طراحی بصری با بهترین آثار نسل هشت برابری می کند. به همین دلیل، حتی کسانی که نسخه ریمستر را روی کنسول پلی استیشن ۳ بازی کردند، Shadow of the Colossus نسخه پلی استیشن ۴ برایشان تجربه کاملاً متفاوتی خواهد بود. برای دانستن تفاوت بین نسخه ریمیک با دیگر نسخه های آن، می توانید به این لینک مراجعه کنید.

  • همه چیز بازی فوق العاده است

  • باگ های ریز و جزئی

  • این مطلب با همکاری فروشگاه ۲۵۰Store تهیه شده است. برای تهیه کنسول و بازی ها می توانید این فروشگاه را در تلگرام با آدرس [email protected] دنبال کنید.

بله، قبل از آنکه Shadow of the Colossus یک بازی ویدیویی و یا اثر هنری اطلاق شود، نویسنده آن را در ردیف باکیفیت ترین آثار هنری قرار می دهد. در دوره ای که سازندگان نمی دانند یک بازی ویدیویی بسازند یا یک اثر سینمایی، استودیو تیم ایکو به همه نشان داد چگونه می توان با قراردادن المان های مختلف به صورت استادانه، به بازیکن این فرصت را داد که صحنه های سینمایی را خلق کند؛ بزرگترین هدیه ای که می توان به یک گیمر داد.

بعد از رسیدن به بدن کلوسی، باید راهی برای آسیب رسانی به نقاط ضعف آن ها پیدا کنید؛ وجود نوار استقامت و واکنش های کلوسی در مقابل بالاپایین رفتن شما از بدنش عواملی است که باعث شده به راحتی به این مهم دست نیافت و بعد از چند بار شکست، برای رسیدن به نقاط ضعف کلوسی ها برنامه ریزی کرد.

در میان انبوه آن ها، شاید Shadow of the Colossus را بتوان اثری کاملاً مخالف مفهوم کیچ به حساب آورد؛ نه داستان بازی تلاش می کند مفاهیم پیچیده را سطحی و عاری از ذوق هنری به شما القا کند، نه گیم پلی آن دارای منوهای تودرتو و المان های بیهوده است، و نه دنیای بازی پر از ماموریت های فرعی و انسان های مختلف را تشکیل می دهد. Shadow of the Colossus سعی می کند خود را از هرچیز اضافه ای تهی کند، تا الماس درون خودش را با جلای کامل و خلوص کامل در اختیار بازیکن قرار دهد.

دنیای به شدت غنی و فوق العاده زیبای سرزمین ممنوعه، در نگاه اول بازیکن را مجذوب خودش می کند؛ از دشت های وسیع و سرسبز گرفته تا دره های عمیق، غارهای عظیم الجثه، جنگل های انبوه و صحرای طوفانی آن که میزبان یکی از بهترین کلوسی های بازی است … همه و همه به طرز استادانه ای ساخته و پرداخته شده اند.

متناسب با وضعیت فیزیکی و شرایط محیطی هر کلوسی، تصنیف جداگانه ای برای هر کدام درنظر گرفته شده؛ برای ۴ ساعت بازی ویدیویی، آقای کو اوتانی ۳۵ آهنگ مختلف تدارک دید.

داستان دراماتیک «برای نجات جان معشوقه ات، دست به کارهای خطرناک بزن» از دیرباز درون مایه بسیاری از افسانه های کهن بوده و شروعی است که سایه کلوسی ها، برای توجیه مبارزه با ۱۶ غول عظیم الجثه به کار می برد. خدایی به اسم دورمین، در صورت آنکه شخصیت اصلی بازی موفق به کشتن ۱۶ کلوسی عظیم الجثه شود، زندگی را به جسم بی جان معشوقه اش بازمی گرداند. آیا این شروع کلاسیک، یک پایان کلاسیک و حتی کلیشه ای را به همراه خواهد داشت؟

  • سازنده: تیم ایکو
  • سازنده ریمیک: استودیو بلوپوینت
  • ناشر: سونی
  • پلتفرم ها: پلی استیشن ۴، پلی استیشن ۳، پلی استیشن ۲
  • پلتفرم بررسی: پلی استیشن ۴

در حالی که اگر از بدن او می افتادید یا هنوز معمای رسیدن به بدن کلوسی را پیدا نمی کردید موسیقی متن بار اندوه بیشتری به خودش می گرفت. پویا بودن موسیقی متن متناسب با وضعیت بازیکن، المان خلق شدن صحنه های سینمایی توسط او را پررنگ می کرد.

با وجود جهان باز بودن سرزمین و داشتن اقلیم های متفاوت، تنها شما و اسب وفادارتان یعنی آگرو موجودات زنده بازی به حساب می آیند. سرزمین ممنوعه به دلیل عظمتی که دارد و صد البته تهی بودن آن از هر موجود زنده ای، حس تنهایی عجیبی را به شما القا می کند.

همین ترکیب استادانه و توجه به جزئیات ریز باعث شده تا بازیکن واقعاً در کالبد قهرمان قرار گرفته و احساس او را نسبت به وقایع بازی تجربه کند؛ وجود موسیقی متن فوق العاده باعث شده تا بار حماسی مبارزه ها چند برابر شود و به دلیل باز بودن دست بازیکن، صحنه های سینمایی توسط وی خلق می شود نه آنکه سازندگان بازیکن را به انجام کارهای پی در پی و مشخص وادار کنند.

مبارزه با هر کلوسی اتمسفر، راه حل و ضرباهنگ مخصوص به خودش را دارد و هر کدام تجربه ای منحصر به فرد را به بازیکن ارائه می دهند. اول از همه باید راهی برای رسیدن به کلوسی پیدا کنید که بخش معمایی هر کلوسی محسوب می شود و در دور اول بازی، می تواند برایتان سخت چالش برانگیز باشد.

از همان اول حس می کنید که سازندگان نمی خواهند به شما اطلاعات خاصی بدهند؛ نه روستا و محل زندگی شخصیت اصلی و دخترک مشخص است، نه تاریخچه سرزمینی که با آن قدم گذاشتید، نه فلسفه وجودی کلوسی ها و دورمین، همه در هاله ای از ابهام قرار دارند. اینکه چرا دخترک زنده نیست و اتفاقات رخ داده بین قهرمان و معشوقه اش را نیز به این قضیه اضافه کنید تا سبک روایی بازی دستتان بیاید؛ از دید سازندگان این اطلاعات بیهوده هستند و عدم وجود آن ها در روایت داستان، تاثیر مثبتی ایفا می کند.

کلوسی هایی که به مبارزه با آن ها می پردازید، در بخش خاصی از دنیای جهان بازِ سرزمین ممنوعه سکنی می کنند یا نگهبان یک مکان خاص به حساب می آیند. در صورتی که وارد آن مکان نشوید، کار خاصی با شما ندارند و حتی اگر از محدوده خود تجاوز کردید، تنها ژست دفاعی به خود می گیرند.

ساختار فیزیکی آن ها ترکیب عجیبی از ساختمان ها و حیوانات است که هویتی طبیعی و باستانی به خودش می گیرد. به دلیل خوی نه چندان خشن و ساختار فیزیکی آن ها، نمی توان آن ها را با غول های بدنام و اهریمنی مقایسه کرد؛ کلوسی ها به نوعی طبیعت سرزمین ممنوعه هستند همانطور که حیوانات، گیاهان و کوه ها بخشی از طبیعت کره زمین به حساب می آیند.

شاید آرزوی یک بازی ساز باشد که چنین موضوعی در بازی اش پیاده شود؛ مهم ترین دلیلی که باعث شده Shadow of the Colossus جزو بهترین بازی های تاریخ باشد.

در نسخه ریمیک بازی سیستم Photo Mode وجود دارد که می توانید هر لحظه با زدن یک دکمه، از صحنه عکس گرفته و همه چیز آن را تنظیم کنید. عکاسی برای شکار لحظه های زیبا استفاده می شود و در این بازی، همه چیز زیبا است

ترانه ای از بهشت

ترکیب المان های اکشن، پلتفرمر و معمایی به طرز عجیبی درکنار یکدیگر پیاده سازی شده و اضافه شدن موسیقی حماسی در کنار طراحی هنری فوق العاده کلوسی ها، باعث می شود نبرد با هیچ کدام از کلوسی ها را از یاد نبرید.

بازتعریف ماهرانه یک افسانه قدیمی

معماری ساختمان و قلعه های سرزمین ممنوعه سبک طراحی خاص خود را دارند و متروکه بودن آن ها، نشان از وجود تمدنی کهن می دهد که هیچ وقت از آن صحبت نمی شود.

حس گشت و گذار در دنیای مرموز و ساکت سرزمین ممنوعه، تجربه حس تنهایی و اسب سواری با آگرو در میان دشت های بی انتهای بازی تجربه ای است که همیشه به یادتان خواهد ماند.

جا دارد از آهنگساز نابغه بازی آقای کو اوتانی یاد شود که بدون ایشان، Shadow of the Colossus به هیچ وجه آنقدر تاثیرگذار نمی بود. موسیقی متن علاوه بر بار حماسی، بار سینمایی مبارزه ها را نیز به دوش می کشد؛ مثلاً در صورتی که شما راهی برای رسیدن به بدن کلوسی پیدا می کردید، ملودی و ریتم آهنگ ها حاکی از رسیدن به موفقیت و کشتن کلوسی می داد.

کلمه آلمانی «کیچ» یا Kitsch به آثار هنری اطلاق می شود که در مقیاس انبوه تولید شده و تقلید ناموفقی از استانداردهای زیباشناسی فرهنگ نخبه هستند. آثار کیچ معمولاً پرزرق و برق، آبکی و پر طمطراق به حساب می آیند اما با وجود بدسلیقگی و سادگی، مردم از آن استقبال می کنند. این موضوع در دو رسانه موسیقی و سینما بیشتر وجود دارد؛ چنین آثاری خود را در نقابی از پیچیدگی و اغراق مفاهیم پنهان کرده و اغلب محبوبیت بسیاری دارند.

مبارزه با کلوسی ها قطعاً قسمت جذاب Shadow of the Colossus به حساب می آید، اما پیدا کردن کلوسی در نقشه و گذشتن از انواع محیط ها و ساختمان های مختلف، ماجراجویی بازیکن را چندین برابر جذاب تر کرده و یک پیش درآمد فوق العاده برای رسیدن به هر کلوسی محسوب می شود.

دنیایی که یادآور تنهایی ما است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *